محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

62

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

سرگردان گشتم ، گهى پرهيزكار شدم وگاه حرام عيني خوردم ، با عابدان كوه لبنان « 1 » همراهى كرده ، با شاهان نيز در آميختم ، گهى برده دار شدم وگاه زنبيل بر سر نهاده روان بودم ، چند بار نزديك بود غرق شوم ، بارها راه بر كاروانمان زده شد ، قاضيان وبزرگان را خدمت گزاردم ، با شاهان ووزيران گفتگو كردم ، در راه با فاسقان رفتم ، كالا در بازارها فروختم ، به زندانها افتادم ! وبه اتهام جاسوسى گرفتار آمدم . جنگ روميان را در كشتيها وزدن ناقوسها را در شبها ديدم . به مزد قرآنها صحافي كردم ، آب را ببهاى گران خريدم ، أسب وقاطر سوار شدم ، در باد گرم وكولاك برف راه پيمودم ، در بارگاه شاهان ميان بزرگان نشستم ، در محلهء جولاهان ميان نادانان لوليدم ، بلندپايگى وسروري يافتم ، توطئه‌ها براي كشتنم چيده شد ، حج كردم ودر آنجا مجاور شدم ، به جنگ رفتم ، مرزبانى كردم ، از سقايت مكة سويق نوشيدم ، نان وجلّبان را در سيق واز مهمانسراى إبراهيم خليل خوردم از جميز فراوان عسقلان برخوردار شدم . خلعتهاى شاهان پوشيدم ، صله‌ها دريافت

--> ( 1 ) پارسائى مردم صومعه‌نشين كوه‌هاى لبنان در خاور ميانه شهرت داشت ، وچون ايشان در گنوسيزم با عرفاى إيران شركت مىداشته‌اند گهگاه در تاريخ به وجود رابطه ميان ايشان برخورد مىشود ، هنوز نيز بخشي از كوه‌هاى لبنان « جبال كسروان » شناخته مىشود كه معرب « خسروان » است وجايگاه فرقهء « خسروانى » بوده كه نام ايشان در كتابهاى فلسفهء اشراقي إيران از سهروردى م 587 تا ملا هادي سبزوارى م 1289 ياد شده است . براي آگاهى بيشتر از روابط گنوسيستهاى خسروانى لبنان با عرفاى إيران . ن . ك : « الحقايق الراهنة في المائة الثامنة » : 192 چ بيروت ، و « روزبهان نامه » چ دانش پژوه . تهران 1347 خ ص 28 مقدمه ، ص 27 و 203 . همچنين روابط سربداران با شهيد أول مؤلف « لمعهء دمشقية » وروابط صفويان با علماى جبل عامل بايد بررسى شود .